<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>از عشق زنی که مومیایی شد . . . </title>
<link>https://goldokhtari.blogfa.com</link>
<description> احساس دوباره شیمیائی شد . . . </description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Mon, 16 Nov 2015 11:48:44 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title></title>
<link>https://goldokhtari.blogfa.com/post/32</link>
<description>بعد از مدتها سلام چند نفر از دوستان عزیزم کانال شعر ناب رو در تلگرام راه اندازی کردن بمن هم فرمودن تا اطلاع رسانی کنم https://telegram.me/adabe_farsi شما هم در صورت صلاحدید! عضو بشید و استفاده کنید من الله التوفیق</description>
<pubDate>Mon, 16 Nov 2015 11:48:44 +0330</pubDate>
<dc:creator>goldokhtari</dc:creator>
<guid>goldokhtari.blogfa.com/post/32</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://goldokhtari.blogfa.com/post/31</link>
<description>بداهه ای برای دوستی عزیز... مرتضی شاهین نیا چاقو را از پهلوی زن بیرون کشید مرتضی شعبده باز نیست! باید همه جاده های کفی را به سیخ بکشم مثل همه این کتابهای الکی جایم را عوض کردم که باد به صورتم نخورد/ سرما دارم آزاده خانوم بود! که شربت تلخ را به گلویم سپرد آلت قتاله را بده کباب بزنیم/ شب شد عزیز! اجازه بده بدون بال از خوابت بپرم مرتضی! خیلی آرام چاقو را از من بیرون بکش خیلی آرام چایی بریز با طعم به لیمو ما باید خیلی آرام چهل سالگی مان را جشن بگیریم / بدون</description>
<pubDate>Thu, 17 Oct 2013 07:25:27 +0330</pubDate>
<dc:creator>goldokhtari</dc:creator>
<guid>goldokhtari.blogfa.com/post/31</guid>
</item>
<item>
<title>لیوان و من هر دو جنون داریم...</title>
<link>https://goldokhtari.blogfa.com/post/30</link>
<description>سلام ... بدون مقدمه: فی البداهه نوشتم ... ماتیک سرخت مونده رو لیوان * ماتیک سرخت سهم دردم شد یکبار دیگه قرص..... میخوامو یکبار دیگه .... باز سردم شد این روزا من مثه سگی هستم که مثه سگ میترسه از چشمات لیوان و من هر دو جنون داریم چون رو لبامون مونده ، جا لبهات *این مصرع از احسان رعیت عزیزه فعلن همین!</description>
<pubDate>Sat, 08 Dec 2012 10:54:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>goldokhtari</dc:creator>
<guid>goldokhtari.blogfa.com/post/30</guid>
</item>
<item>
<title> شرابی تلخ میخواهم . . . </title>
<link>https://goldokhtari.blogfa.com/post/29</link>
<description>سلام سال نو اومد ولی کاش پاش میشکست و نمیومد! این پست با کمال احترام تقدیم میشه به استاد خوبم دکتر سلیم عزیز همچنان هر صبح پیامک میفرستم برای دوستانم، زیاد شدند خدا برکت بدهد تشکر: از همه دوستانی که ظرف این مدت منو فراموش نکردن و هر دفعه با ایمیل یا پیامک یا ... منو تشویق به نوشتن میکردن از حسین خلیلی عزیز که نقش حسام الدین را برای من داشت ! . از حسن حسن پور که تنهاییامون رو با هم قسمت کردیم از برادرم احسان مهدیان عزیز و لیلا مشفق گرامی و از تو که این</description>
<pubDate>Thu, 15 Mar 2012 06:17:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>goldokhtari</dc:creator>
<guid>goldokhtari.blogfa.com/post/29</guid>
</item>
<item>
<title>سحر آمدم به کویت . . . </title>
<link>https://goldokhtari.blogfa.com/post/28</link>
<description>سلام با پست رو با تمام وجود تقدیم میکنم به . . . . بعضی اوقات آدما باید، تاکید میکنم، باید تاوان گناه نکرده رو پس بدن این روزها مشوشم و خراب تعداد دوستان پیامک های صبحگاهی من به 137 نفر رسیده که این مایه مباهات و خوشحالی منه چون دوستان خوب و جدیدی پیدا کردم این پست رو هم باز با صدای دوستان شاعر و عزیزم به روز میکنم و یک غزل آیینی که به نظر خودم هنوز کامل نشده تسلیت: فقط به خودم! تبریک : به دوست عزیزم حسن حسن پور .</description>
<pubDate>Wed, 12 Oct 2011 12:52:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>goldokhtari</dc:creator>
<guid>goldokhtari.blogfa.com/post/28</guid>
</item>
<item>
<title>مییییییدووووننیییییی</title>
<link>https://goldokhtari.blogfa.com/post/27</link>
<description>سلام به همگی واقعا قصد نداشتم به روز کنم یعنی به روز میکردم به چه انگیزه ای؟ این روزا دیگه قرص نمیخورم! چون احساس میکنم درد یه لذت دیگه ای داره، وقتی اینقدر پهلوهاتو چنگ میزنی و یا زخماتو میخارونی که زیر ناخونت خون جمع میشه و تنت زخم واقعا لذت نداره! دعا بفرمایید ما رو و ... بی معرفتین اگه دعا برای همه دوستای شاعرمون نکنید (بچه ها با مشکلات زیادی درگیرن) به حق امام رضا حل بشه مشکل بچه ها</description>
<pubDate>Sun, 12 Jun 2011 12:50:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>goldokhtari</dc:creator>
<guid>goldokhtari.blogfa.com/post/27</guid>
</item>
<item>
<title>یکنفر گریه کرد . . . . و مختار نامه!!</title>
<link>https://goldokhtari.blogfa.com/post/26</link>
<description>با سلام خدمت همه دوستان عزیز این بار هم با یک پست تقریبا طولانی در خدمت همه دوستان عزیز هستم راستش این روزها هم روزهای خوبی برام نبود و هم بود مادربزرگ عزیزمو از دست دادم که ضربه بدی بود برام «برای شادی روحش صلوات بفرستید» و در عین حال چیزی رو بدست آوردم که برام داشت کمکم تبدیل به یک رویا می شد.«متشکرم» یک شعر . . . «نظر دوستان رو به دیده منت میپذیرم پس دریغ نکنید» تو مرا بوسه بود، سردم بود تو مرا تب شبیهه گریه شدی تو مرا زنگ خورد، گرمم شد تو حریفی!/ شبیه</description>
<pubDate>Sun, 20 Feb 2011 17:02:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>goldokhtari</dc:creator>
<guid>goldokhtari.blogfa.com/post/26</guid>
</item>
<item>
<title>این دیوانه اشک پیازها را درآورده است</title>
<link>https://goldokhtari.blogfa.com/post/25</link>
<description>سلام آگاه باشید حسین(ع) را منتظرانش کشتند، وای بر ما اگر چنین منتظرانی باشیم محرم آمد و حسین(ع) به سر منزل مقصود نزدیک می شود هی خواستیم ننویسیم دیدیم نمیشود، ذالفقار علی در نیام و زبان همچون منی در کام؟ هرگز فكر نمي كردم بعد از اين مدت كه نبودم شرايط مجبورم كند با اين نوشته برگردم اما واقعا دلم مي خواست بنويسم و خود را متقاعد كردم نه پاسخي در خور كه شرحي براي رفع يك سوء تفاهم بدهم . ایندفعه با یک پست تقریب بلند در خدمتم تا آخرش باشید! تشکر: از همه دوستانی</description>
<pubDate>Sun, 05 Dec 2010 10:29:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>goldokhtari</dc:creator>
<guid>goldokhtari.blogfa.com/post/25</guid>
</item>
<item>
<title>گل دختری تمام شد! لطفا سئوال نفرمایید</title>
<link>https://goldokhtari.blogfa.com/post/24</link>
<description>باذن ا... بدون مقدمه: سلام به همه دوستان عزیزم خدا میدونه چقدر خسته ام خود خدا میدونه دیگه توان ندارم، خدا میدونه چقدر سینه هام سنگینه و خودش میدونه دیگه زانوهام نمیکشن. و خدا میداند که گردن من بوسه میزند به سیمهای الماسه! این شبها موهای بلند دختره نداشته ام رو شونه میکنم و براش میبافم و صبحها با بوسه بیدارش میکنم. این شبها با پسرهایی که ندارم کشتی میگیرم و سعی میکنم مرد بارشون بیارم این شبها حتا نفس رو به زور میشکم این شبها دوباره گمش کردم!! دیگه حوصله</description>
<pubDate>Sat, 07 Aug 2010 09:46:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>goldokhtari</dc:creator>
<guid>goldokhtari.blogfa.com/post/24</guid>
</item>
<item>
<title>فاطمه ام پیدا شد . . . !</title>
<link>https://goldokhtari.blogfa.com/post/23</link>
<description>/**/ با اذن ا... سلام به همه دوستان عزیز تشکر میکنم از همه دوستان عزیزم که تو این مدت به ما سری میزدن و عرض پوزش از دوستانی که به خاطر مشغله کاری ارسال کتاب براشون با تاخیر انجام شد مخصوصا رضا منزوی عزیزم. این پست طولانیه و چند قسمت داره 1- یک رباعی و یک مرکب نویسی!!! براتون میزارم راستش چند وقت پیش یه بیت برام اس ام اس شد که خیلی خرابم کرد طوری که الان یک دوهفته است که خرابم و روز به روز بدتر میشم (یکی به داد من برسه!) این مرکب نویسی جواب اون بیت هست</description>
<pubDate>Thu, 03 Jun 2010 10:40:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>goldokhtari</dc:creator>
<guid>goldokhtari.blogfa.com/post/23</guid>
</item>
</channel>
</rss>
