گل دختری تمام شد! لطفا سئوال نفرمایید
باذن ا...
بدون مقدمه: سلام به همه دوستان عزیزم
خدا میدونه چقدر خسته ام
خود خدا میدونه دیگه توان ندارم،
خدا میدونه چقدر سینه هام سنگینه و خودش میدونه دیگه زانوهام نمیکشن.
و خدا میداند که گردن من بوسه میزند به سیمهای الماسه!
این شبها موهای بلند دختره نداشته ام رو شونه میکنم و براش میبافم و صبحها با بوسه بیدارش میکنم.
این شبها با پسرهایی که ندارم کشتی میگیرم و سعی میکنم مرد بارشون بیارم
این شبها حتا نفس رو به زور میشکم
این شبها دوباره گمش کردم!!
دیگه حوصله نوشتن رو هم ندارم.
توی این مدتی که این وبلاگ رو مینوشتم دوستای خیلی خوبی پیدا کردم که بخدا همشون رو دوست دارم و ازشون تشکر میکنم بخاطر محبت هایی که بهم کردن
احسان مهدیان عزیزم که هشت ساله مثل برادر همراهیم کرد
مسیح عزیزم که همیشه منتظر غزلهاش بودم با اون بداخلاقی همیشگی(تا عمر هست چش مایی داداش)
رضا منزوی عزیز با ترانه های زیباش
علیرضا دهرویه با اون صدای گرمش که غزلهاشو دوچندان دلنشین میکنه
حسین میری و تمام حس مشترکی که داریم
رودابه باقری گرامی مادر همه غزلهام
یاسر ساجدی دوست داشتنی و چادر اکسیژن سوراخش!
حاج مبین اعرابی هم مکه ای خودم که دیروز از حج برگشته!
اردشیر تیموری که هیچ وقت انرژی منفی نداشت
مهرداد جهانگیری با طرح های زیباش
مینا ارشدی شاعر آینده داری که مطمئنا یه روز یکی از بهترین های ترانه میشه
میثم نجفی با رباعیهای زیباش
قاسم صرافان عزیز با کارهای بسیار زیباش که منو به تحسین وا میداره
صالح سجادی دوست عزیزی از دیار آذربایجان
کمال رسمتعلی و جنوبگانش
مهدی موسوی میارکلایی که با همه وجودش ترانه میگه
اصغر عظیمی مهر که با کارهای بلندش منو به وجد میاره
شهرام میرزایی دوست داشتنی مستی که هنوز سکسکه میکنه
سمیرا روزبهانی با همه پ.ن های رندانه و زیباش
فاضل و همه شیطنت هاش
عالین نجاتی دوست داشتنی
راحله حدیدی مهربان
طه عزیز
.
.
.
و همه دوستانی که اسمشون از لیست بالا جا افتاده منو ببخشن دیگه ذهنم یاری نمیکنه
این وبلاگ تا اطلاع ثانوی تعطیل میشه
ولی کماکان سعی میکنم بنویسم (البته اگر بتونم)
دوستانی که وبلاگهاشون رو به روز میکنن اگه کامنت بزارن حتما بهشون سر میزنم تا جبران محبتشون رو کرده باشم
هر روز صبح برای بهترین دوستان شاعرم در سراسر کشور یه اس ام اس شعر میفرستم که این کا رو ادامه خواهم داد
این آخرین رباعی هم برای حسن ختام
ای اشهد ان اله الا لب تو
یا حی علی خیر عمل یا لب تو
میترسم از این که شهر چشمم بزند
لاحول و لا قوه الا لب تو
تمام شد.
این روزها عجیب دلم می خواهد خودم باشم