سحر آمدم به کویت . . .
سلام
با پست رو با تمام وجود تقدیم میکنم به . . . .
بعضی اوقات آدما باید، تاکید میکنم، باید تاوان گناه نکرده رو پس بدن
این روزها مشوشم و خراب
تعداد دوستان پیامک های صبحگاهی من به 137 نفر رسیده که این مایه مباهات و خوشحالی منه چون دوستان خوب و جدیدی پیدا کردم
این پست رو هم باز با صدای دوستان شاعر و عزیزم به روز میکنم و یک غزل آیینی که به نظر خودم هنوز کامل نشده
تسلیت: فقط به خودم!
تبریک : به دوست عزیزم حسن حسن پور . . . .
به مهندس لیلا مشفق سخنران مدعودر میز وبلاگ نویسان نمایشگاه رسانه های مجازی تهران، وی مدیر مسئول سایت ادبی هجوم است که برگزیده چهارمین جشنواره بین المللی رسانه های دیجیتال شده بود
به دوستان عزیزی که در مقطع ارشد و دکتری قبول شدن و خبرشو به ما دادن تا توی خوشحالی شون سهیم باشم
دوست خوبم مهندس، سید محمود انیشه بخاطر قبولی در دکتری مهندسی برق
خواهر خوبم، مهندس رزا نصیری بخاطر قبولی در مقطع ارشد
برادر عزیزم مهندس مهدی اصغرپور بخاطر قبولی در مقطع ارشد
راحله حدیدی مهربان بخاطر قبولی در مقطع ارشد
و اما غزل
هر چند زود بود خداحافظی کند
آماده بود زود خداحافظی کند
آهی کشید و رفت . . .- که هرگز ندیده ام
آتش بدون دود خداحافظی کند
تاریخ دست برده به تکرار ، تا کسی
با صورتی کبود خداحافظی کند
چشمی به خیمه داشت و چشمی به خاکریز
او مانده و رود . . . / خداحافظی کند؟
اما کسی ندید به چشمش مسافری
در لحظه ورود خداحافظی کند
بعدا نوشت:
برای شرکت در جشنواره شعر علوی کنید
دوستانی مثل حسن حسن پور- صادق فقانی و . . . با تشکیل گروه در موبایل خودشون به نشر پیامک های صبحگاهی کمک میکنن که جا داره ازشون تشکر کنم
هنوز نفسم میکشیم
این روزها عجیب دلم می خواهد خودم باشم