لیوان و من هر دو جنون داریم...
سلام ...
بدون مقدمه:
فی البداهه نوشتم ...
ماتیک سرخت مونده رو لیوان *
ماتیک سرخت سهم دردم شد
یکبار دیگه قرص..... میخوامو
یکبار دیگه .... باز سردم شد
این روزا من مثه سگی هستم
که مثه سگ میترسه از چشمات
لیوان و من هر دو جنون داریم
چون رو لبامون مونده ، جا لبهات
*این مصرع از احسان رعیت عزیزه
فعلن همین!
+ نوشته شده در شنبه هجدهم آذر ۱۳۹۱ ساعت 14:24 توسط احسان خلیلی
|
این روزها عجیب دلم می خواهد خودم باشم